از مسلّمات اعتقادی هر مسلمان، ایمان به روز قیامت و حسابرسی اعمال انسانها است؛ روزی که هر انسان نتیجهٔ اعمال خود را خواهد دید و هیچ عمل نیک یا بدی از حساب الهی پنهان نخواهد ماند. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: {فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ} [زلزال: ۷–۸[ (پس هر کس به اندازهٔ ذرهای کار نیک انجام دهد، آن را خواهد دید، و هر کس به اندازهٔ ذرهای کار بد انجام دهد، آن را خواهد دید).
الله عزوجل بارها تأکید میکند که اعمال انسانها در قیامت آشکار شده و انسان با نتیجهٔ آنچه در دنیا انجام داده، روبهرو خواهد شد. او میفرماید: {يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا} [آلعمران: ۳۰] (روزی که هر کس آنچه را از خیر و نیکی انجام داده، و آنچه از بدی مرتکب شده، حاضر شده می یابد. و آرزو می کند، ای کاش میان او و آن (کارهای بد) فاصلهای دور بود). بنابراین، قیامت تنها روز اعلام یک حکم کلی نیست، بلکه روزی است که اعمال انسان در برابر او حاضر میشود و حقیقت کارنامه او آشکار میگردد.
همچنین الله متعال در قرآن اصل عدالت کامل الهی را در حسابرسی اعمال بیان میکند: {وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَىٰ بِنَا حَاسِبِينَ} [انبیاء: ۴۷] ( و (ما) در روز قیامت ترازوهای عدل را می نهیم، پس به هیچ کس، هیچ ستمی نمیشود، و اگر (عملی) به مقدار سنگینی یک دانهٔ خردل باشد، آن را (به حساب) میآوریم، و حسابرسی ما کافی است). حتی کوچکترین اعمال نیز مورد محاسبه قرار میگیرند و چیزی از قلم نمیافتد. از این رو، ایمان به حساب و جزای اعمال، از ارکان اساسی باور به آخرت است؛ مؤمن یقین دارد که زندگی دنیا پایان راه نیست و هر سخن، رفتار و عملی که انجام میدهد، در سرنوشت اخروی او اثر خواهد داشت.
این حقیقت در آیات دیگری نیز بهصراحت بیان شده است: {وَكُلُّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا} [اسراء: ۱۳–۱۴] (و هر انسانی اعمال (خیر و شر) او را در گردنش آویختهایم، و روز قیامت کتابی برای او بیرون میآوریم که آن را سرگشوده میبیند (که همانا نامهٔ اعمالش است و خطاب به او میفرماییم:) کتابت را بخوان، کافی است که امروز خود حسابگر خویش باشی).
بر همین اساس، مسئلهٔ پاداش و کیفر در آخرت، صرفاً به معنای ثبت و محاسبهٔ اعمال انسان نیست؛ بلکه میان عمل انسان و نتیجهای که در آخرت با آن روبهرو میشود، پیوندی حقیقی وجود دارد. قرآن کریم از یک سو بر حضور و آشکار شدن اعمال در روز قیامت تأکید میکند و از سوی دیگر، از جزایی سخن میگوید که متناسب با همان اعمال است. به تعبیر دیگر، آنچه انسان در آخرت میبیند، بیارتباط با آنچه در دنیا انجام داده نیست؛ بلکه نتیجه و ثمرهٔ همان اعمال است.
این معنا مورد توجه بسیاری از علمای مسلمان نیز قرار گرفته است. از جمله امام ابنقیم رحمهالله که با تأمل در حکمت و عدل الهی، به پیوند میان اعمال انسان و پاداش یا کیفر اخروی توجه ویژهای دارد و بر این باور است که جزای آخرت، متناسب با حقیقت اعمال انسان است. او توجه ویژهای به بیان حکمت و عدل خداوند در پیوند دادن اعمال با پاداش و کیفر اخروی داشته است؛ ابن قیم بر این باور است که پاداش در سرای آخرت – چه ثواب و چه عذاب – مسبوق به اعمال و کاملاً مطابق با جنس و صفت آنهاست. خداوند عزوجل احوال روز قیامت و آنچه را که بنده در برزخ و معاد خود تجربه میکند، بهصورت بازتابی از وضعیت او در دنیای فانی قرار داده است.
۱- ریشهیابی قاعدهٔ «پاداش از جنس عمل است»
امام ابنقیم توضیح میدهد که قرآن کریم و سنت نبوی در بیش از یکصد جایگاه دلالت بر این دارند که پاداش از نظر قدر، شریعت، خیر و شر، مماثل و مطابق با عمل است، با استناد به فرموده خداوند متعال که فرموده است: {جَزَاءً وِفَاقًا} یعنی پاداشی موافق و مطابق با اعمالشان.[۱]
او میگوید: پاداش و کیفر همواره متناسب و همجنس با خودِ عمل در خیر و شر است؛ پس هر کس بر عیب و رازِ مسلمانی پرده پوشد، خداوند بر عیب او پرده خواهد پوشید[۲]، و هر کس بر تنگدستی آسان گیرد، خداوند در دنیا و آخرت بر او آسان خواهد گرفت[۳]، و هر کس اندوهی از اندوههای دنیا را از مؤمنی بزداید، خداوند اندوهی از اندوههای روز قیامت را از او خواهد زدود[۴]، و هر کس پشیمانی را اقاله کند (معامله را فسخ کند و از لغزشش بگذرد)، خداوند در روز قیامت از لغزشِ او خواهد گذشت[۵]، و هر کس در پی کشف عیوبِ برادر دینی خود باشد، خداوند عیوبِ او را دنبال خواهد کرد[۶]، و هر کس به مسلمانی زیان رساند، خداوند به او زیان خواهد رساند، و هر کس بر مسلمانی سخت گیرد، خداوند بر او سخت خواهد گرفت[۷]، و هر کس مسلمانی را در جایی که یاری دادنش واجب است خوار و تنها رها کند، خداوند او را در جایی که نیازمندِ یاری است خوار خواهد گذاشت[۸]، و هر کس سهولت و گذشت خرج دهد، خداوند با او به سهولت و گذشت رفتار کند[۹]، و خدای رحمان بر مهرورزان مهر میورزد،[۱۰] و هر کس انفاق کند، بر او انفاق خواهد شد[۱۱]، و هر کس خست ورزد و بخل کند، بر او مضایقه خواهد شد، و هر کس از حقِ خویش بگذرد، خداوند نیز از حقِ خود بر او خواهد گذشت، و هر کس چشمپوشی کند، خداوند از او چشمپوشی خواهد کرد، و هر کس [در بازخواست و حسابرسی] سختگیری و موشکافی کند، خداوند نیز بر او سختگیری خواهد کرد[۱۲].
پس شریعتِ الله، تقدیر، وحی، پاداش و کیفرش همگی بر این اصل استوار است: یعنی ملحق ساختنِ همانند به همانند، و قیاس و سنجشِ نظیر با نظیر. از همین رو، قانونگذار (خداوند و پیامبر) در احکام تکوینی (قدری)، شرعی و کیفری، علتها، اوصافِ تأثیرگذار و معانیِ معتبر را ذکر میکند تا نشان دهد که حکم به هر کجا که این اوصاف یافت شوند وابسته است و مقتضیِ احکامِ خود است، و این احکام هرگز تخلف نمیکنند مگر به سبب مانعی که با اقتضای آنها معارضه کند و موجب عدم ترتبِ اثر گردد؛[۱۳] همانند این گفتار خداوند متعال که میفرماید: {ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ} (این بدان سبب است که آنان با الله و پیامبرش مخالفت و دشمنی ورزیدند) و گفتارش که: {ذَلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا} (این بدان سبب است که چون الله به یگانگی خوانده میشد کفر میورزیدید، و اگر برای او شریکی آورده میشد به آن ایمان میآوردید) {ذَلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا} (این بدان سبب است که شما آیاتِ الله را به مسخره گرفتید) {ذَلِكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ} (این بدان سبب است که در زمین به ناحق شادی میکردید و سرکشی و سرمستی مینمودید) {ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ} (این بدان سبب است که آنان از آنچه الله را به خشم میآورد پیروی کردند و خشنودیِ او را خوش نداشتند، پس اعمالشان را تباه ساخت) {ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ} (این بدان سبب است که آنان به کسانی که نازلشدههای الله را ناخوش میداشتند گفتند: ما در برخی کارها از شما فرمان خواهیم برد) {وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ} (و این همان گمانی بود که به پروردگارتان داشتید و شما را به هلاکت افکند).[۱۴]
۲- جلوههای پیوند احوال آخرت با اعمال دنیا از دیدگاه امام ابنقیم
امام ابنقیم در کتاب خود «اجتماع الجیوش الإسلامیه» و دیگر آثارش بیان کرده است که درک حقیقت معاد و تفاوت درجات مردم در آن، بر شناخت ارتباط میان هر صحنهٔ اخروی با نوع کارکرد دنیایی استوار است.
عبور از صراط اخروی: امام ابن قیم بر این باور است که سرعت و کندی عبور بندگان بر روی پل صراط که بر روی جهنم کشیده شده است، متناسب با سرعت و کندی حرکت آنان بر صراط مستقیم الهی در دنیا است؛ کسانی که در دنیا با سرعت بیشتری به سوی طاعات شتافتهاند، در آنجا نیز سریعتر عبور خواهند کرد و پایداری قدمهایشان بر صراط، به میزان استواری دلها و اعضای بدنشان بر حق در دنیا بستگی دارد. همچنین، چنگکهای صراط که مردم را میربایند، تمثیلی از چنگکهای شهوات، شبهات و بدعتهایی هستند که در دنیا دلهایشان را میربودند و مانع استقامتشان میشدند.[۱۵]
پناه گرفتن در سایهٔ عرش در روز قیامت: بنابر اعتقاد امام ابن قیم رحمه الله، قرار گرفتن بنده در گرمای صحرای محشر در سایهٔ عرش الهی یا رها شدن او زیر حرارت سوزان آفتاب، پاداشی متناسب و هماهنگ است؛ کسی که در دنیا از ایمان و اعمال صالحی برخوردار بوده که قلبش را از شعلههای شرک و تاریکیهای گناهان محافظت و خنک کرده است، در قیامت نیز در زیر سایه عمل خود در عرش رحمن پناه میگیرد، و کسی که در برابر فتنه و گناهان بیحفاظ و رها بوده، در صحرای محشر از شدت گرما و رنج سختی خواهد کشید[۱۶].
سبکی و سنگینی بار در هنگام برانگیخته شدن: از نگاه امام ابن قیم رحمه الله سبکی برخاستن بنده و سرعت برخاستن او از گور، به میزان سبکی یا سنگینی بار گناهان او بستگی دارد؛ اگر گناهانش سبک باشد، برخاستنش آسان و سبک خواهد بود، و اگر سنگین باشد، بارش نیز سنگین خواهد بود[۱۷].
تنوع لذتها و دردها در بهشت و دوزخ: از دیدگاه امام ابن قیم رحمه الله خداوند برای هر طاعتی اثر و لذت خاصی قرار داده، و برای هر گناهی اثر و درد ویژهای مقرر کرده است؛ هر کس در هر باب از ابواب خیر بهرهای برده باشد، لذتها و خواهشهای بهشتی برای او متنوع خواهد بود، و هر کس در انواع ناخشنودیها و گناهان غوطهور شده باشد، رنگهای عذاب در آتش دوزخ بر او گوناگون و متکثر خواهد گشت.
پیوند میان توقفگاه نماز در دنیا با توقفگاه قیامت: در همین راستا، ابنقیم نگاه عمیقی به ارتباط عبادت دنیا و صحرای محشر دارد و میفرماید:«بنده را در پیشگاه خداوند دو توقفگاه است: توقفگاهی در پیشگاه او هنگام نماز، و توقفگاهی در پیشگاه او در روز ملاقاتش. پس هر که حق توقفگاه اول را بهجا آورد، توقفگاه دیگر بر او آسان شود، و هر که این توقفگاه را سبک شمرد و حق آن را ادا نکرد، آن توقفگاه دیگر بر او سخت و دشوار خواهد شد.» [۱۸]
حوض دنیا و حوض آخرت: امام ابن قیم همچنین در تبیین پیوند عمیق میان عمل در دنیا و پاداش آن در آخرت میفرماید: «و از جمله این امور آن است که ورود مردم به حوض و نوشیدن از آن در روز تشنگی بزرگ، به اندازهٔ پیروی آنان از سنت رسول خدا r و بهرهمندی آنان از آن در دنیاست. پس هر کس در این دنیا به سنت پیامبر وارد شود، از آن بنوشد و سیراب گردد، در آن جهان نیز به حوض او وارد خواهد شد و از آن خواهد نوشید و سیراب خواهد شد.
پیامبر r دو حوض بزرگ دارد: حوضی در دنیا، که همان سنت او و آن چیزی است که آورده است، و حوضی در آخرت. بنابراین، کسانی که در دنیا از این حوض مینوشند، همان کسانیاند که در روز قیامت از حوض او خواهند نوشید. برخی از آن سیراب میشوند، برخی محروم میمانند، برخی اندک مینوشند و برخی بسیار.
و کسانی که پیامبر r و فرشتگان در روز قیامت آنان را از حوض او دور میکنند، همان کسانی هستند که در دنیا خود و پیروانشان را از سنت او دور میکردند و چیز دیگری را بر سنت او ترجیح میدادند. پس هر کس در این دنیا از سنت پیامبر r تشنه بماند و بهرهای از آن نداشته باشد، در آخرت تشنهتر و جگرسوختهتر خواهد بود.
چهبسا مردی، مرد دیگری را ملاقات کند و به او بگوید: «ای فلانی، آیا نوشیدی؟» او پاسخ دهد: «آری، به خدا سوگند». و آن دیگری بگوید: «اما من، به خدا سوگند، نیاشامیدم؛ وای از این تشنگی!»
پس ای تشنهلب، به سوی حوض بشتاب، که راه ورود هنوز ممکن است. اگر وارد نشوی، بدان که هلاک خواهی شد. و اگر رضوانِ الهی تو را جرعهای ننوشاند، آن جرعه را زمانی به تو خواهد نوشاند که تشنه و درمانده باشی. و اگر در این دنیا به حوض او وارد نشوی، در روزی که او را ملاقات خواهی کرد، از آن حوض بازداشته خواهی شد.[۱۹]
۳- تجسم حقایق اعمال در برزخ و آخرت
امام ابنقیم در کتاب «روضة المحبین و نزهة المشتاقین» توضیح میدهد که عذاب برزخ و آخرت، عیناً تجسم باطن گناه و اثر آن در قلب است.
عذاب زناکاران: او بیان کرده است که عذاب آنان در تنوری که بالای آن تنگ و پایین آن گشاد است و آتش در آن افروخته میشود، مطابقت دقیقی با وضعیت دلهایشان در دنیا دارد؛ زیرا آنها در تنگی تنور شهوت حرام محصور بودند و هر زمان که ارادهٔ توبه میکردند، شهوتشان بر آنها غلبه میکرد و به درون آن بازمیگشتند.[۲۰]
محشور شدن متکبران: متکبران در روز قیامت به شکل مورچههایی ریز در محشور میشوند و مردم با پاهای خود آنها را لگدمال میکنند؛ زیرا از آنجا که در دنیا تکبر ورزیدهاند و بندگان خدا را کوچک شمردند، خداوند نیز آنان را در روز قیامت به عنوان پاداشی متناسب، کوچک و ذلیل گردانیده است.[۲۱]
خاتمه
تأمل و ژرفاندیشی در اندیشههای امام ابنقیم رحمهالله نشان میدهد که روز قیامت، عرصهای بیارتباط با زندگانی دنیا نیست، بلکه نقطهٔ ظهور و تجسمِ عریانِ تمامی حقایقی است که انسان در مهلت دنیای خود به وجود آورده است. اصل «پاداش از جنس عمل است» در تحلیل امام ابن قیم، تنها یک قاعدهٔ کلامی یا فقهی ساده نیست؛ بلکه قانونی تکوینی و سنتی الهی است که همهٔ احوال معاد – از گذر از صراط و پناه گرفتن در سایهٔ عرش گرفته تا کیفیت ورود به حوض و درکات دوزخ – بر مداری شفاف و عادلانه گرد آن میگردد. در این بنیانِ استوار، هیچ کیفری زاییدهٔ ظلم و هیچ ثوابی خارج از حکمت نیست، بلکه هرچه هست، انعکاس دقیق نیتها، رفتارها و احوال قلبی بنده در دنیا است.
آموزههای امام ابنقیم بیدارباشی عمیق برای روح انسان آگاه فراهم میسازد تا بنگرد چگونه لحظه لحظهٔ زندگی دنیوی، در حال شکل دادن به سرای ابدی اوست. ایستادنِ باخشوع در نمازِ امروز، هموارکننده و آسانکنندهٔ توقفگاه سهمگین فرداست، و پایبندی به سنت نبوی در این دیار، به معنای نوشیدنِ جرعهای اطمینانبخش از حوض کوثر در روز عطش بزرگ خواهد بود. در مقابل، خوی گرفتن با شهوات، تکبر و بیعدالتی در حق بندگان، نهایتاً در قالب تنگی، خواری و تجسم دردناکِ همان گناهان در عالم برزخ و محشر بروز خواهد یافت.
در نهایت، قرائت امام ابنقیم از عدالت الهی، مسئولیت اخلاقی و ایمانی فرد را در والاترین سطح بازتعریف میکند. انسان با آگاهی از این پیوند ناگسستنی میان «عمل» و «جزای اخروی»، درمییابد که ترازوهای عدل الهی دقیقتر از آنند که ذرهای نیکی یا بدی را از قلم بیندازند. بدینسان، این اندیشه، مؤمن را از سستی و غفلت بیرون میکشد و وی را سوق میدهد تا زندگی دنیوی خود را فراتر از روزمرگیهای زودگذر، با میزان حیات ابدی تنظیم کند و هر گام، سخن و رفتاری را با چشمداشت به تجسمِ آن در پیشگاه الهی بردارد.
– عادل حیدری
[۱] تهذیب السنن ۳/۱۳۰
[۲] روايت احمد و عبدالرزاق
[۳] روایت مسلم
[۴] روایت مسلم
[۵] روایت طبرانی و بیهقی
[۶] روایت ترمذی
[۷] روایت ترمذی
[۸] روایت ترمذی و ابوداود
[۹]روایت ترمذی
[۱۰] روایت احمد، ترمذی و ابوداود
[۱۱] روایت مسلم
[۱۲] روایت ابوداود
[۱۳] مقصود این است که در نظام الهی، میان هر عمل و نتیجهٔ آن پیوند و تناسبی حقیقی وجود دارد؛ همانگونه که خداوند در احکام تکوینی و شرعی، هر حکم را به علت و صفتی مشخص مرتبط میکند، در پاداش و کیفر اخروی نیز نتیجه متناسب با جنس و حقیقت عمل انسان است؛ بنابراین، اعمال نیک و بد انسان در آخرت به صورت نتیجه و بازتاب همان اعمال آشکار میشوند، مگر آنکه مانعی از تحقق آن نتیجه جلوگیری کند؛ برای مثال، کسی که در دنیا از خطای مؤمنی میگذرد و با او آسانگیری میکند، در آخرت نیز مشمول گذشت و آسانگیری الهی خواهد شد؛ یعنی پاداش، متناسب و همجنس با عمل اوست.
[۱۴] اعلام الموقعین ۱/۱۵۰
[۱۵] مدارج السالکین ۱/۳۳
[۱۶] اجتماع الجیوش الإسلامية ۲/۸۵
[۱۸] همان ۲/۸۵
[۱۹] اجتماع الجیوش الإسلامية ۲/۸۵-۸۶
[۲۰] روضة المحبين ونزهة المشتاقين ص ۴۴۲-۴۴۳
[۲۱] مدارج السالکین ۲/۳۱۷

