دریچه‌ای به سوی آخرتمعاد، محوری‌ترین موضوع قرآن پس از توحید است

یکی از جنبه‌های تامل‌برانگیز که در همان نگاه نخست، توجه هر خوانندهٔ کتاب خدا را به خود جلب می‌کند، فراوانی ذکر روز قیامت و شیوهٔ بیان دقیق و تنوع در روش‌های ارائهٔ آن است. شاید اگر پرسیده شود: «بزرگترین موضوع قرآن پس از ایمان به الله تعالی و یگانگی او در عبادت چیست؟» پاسخ این باشد که آن موضوعِ محوری و مکرر، ایمان به روز آخرت و باور به تمام رخدادهای پس از مرگ و جزئیات مربوط به معاد و رستاخیز است.

قاری قرآن وقتی مُصحَف را می‌گشاید و نگاهش به آغاز سورهٔ فاتحه می‌افتد، بی‌درنگ با اشارهٔ مستقیم به روز آخرت روبه‌رو می‌شود؛ آنجا که خداوند متعال می‌فرماید: {مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ} [فاتحه: ۴] (صاحب [و فرمانروای] روز جزا است). بنابراین نخستین رکن از ارکان شش‌گانهٔ ایمان که در برترین سورهٔ قرآن ذکر شده، ایمان به الله و ایمان به روز آخرت است.

سپس اگر ورق بزند و اندکی دیگر بخواند، در می‌یابد که قرآن مردم را مستقیماً به سه گروه تقسیم می‌کند: مومنان، کافران و منافقان؛ و برای هر گروه ویژگی‌های برجسته‌ای برمی‌شمارد. دربارهٔ مومنان می‌فرماید که از ویژگی‌های آنان این است که: {يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ} [بقره: ۳] (کسانی که به غیب ایمان می‌آورند). این ایمان شامل تمام امور پنهانی است که یکی از مهم‌ترین آن‌ها روز قیامت است. در ادامه نیز دوباره بر این موضوع تأکید کرده و می‌فرماید: {وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ} [بقره: ۴] (و به آخرت یقین دارند). الله تعالی در اینجا ایمان به روز آخرت را به طور خاص ذکر کرده است – هرچند در عموم ایمان به غیب جای داشت – تا جایگاه بلند و تأثیر قویِ آن را بر رفتار و بینش انسان نشان دهد؛ زیرا «یقین» همان دانش استواری است که هیچ شکی در آن راه ندارد و اگر این یقین در جان انسان جای گیرد، مایهٔ عمل می‌گردد.

اما دربارهٔ منافقان؛ سخن دربارهٔ آنان با افشای بیماری پنهانشان آغاز می‌شود؛ اینکه آن‌ها در باطن به آخرت ایمان ندارند و ادعای ایمانشان تنها سخنی دروغین بر زبان است: {وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ} [بقره: ۸] (و از مردم کسانی هستند که می‌گویند: «به الله و روز قیامت ایمان آورده‌ایم»، در حالی که مومن نیستند).

آیات قرآن بر همین منوال به یادآوری گستردهٔ روز آخرت با شیوه‌های گوناگون ادامه می‌دهند؛ از جمله ذکر فراوان نام‌ها و توصیف‌های قیامت، اقامهٔ براهین عقلی بر زنده شدن مردگان و معاد، پیوند دادن ایمان به روز آخرت با ایمان به الله، گره زدن اعمال به پاداش‌های اخروی و حتی استفاده از فعل ماضی برای بیان حوادث آن روز و روش‌های دیگر.

از جمله تاکیدهای شگفت‌آور قرآنی آن است که خداوند متعال به پیامبرش ﷺ فرمان می‌دهد تا بر صدق رستاخیز و وقوع آن سوگند یاد کند؛ چنان‌که می‌فرماید: {وَيَسْتَنبِئُونَكَ أَحَقٌّ هُوَ قُل إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ} [یونس: ۵۳] (و از تو خبر می‌گیرند که: آیا آن [وعدهٔ عذاب و قیامت] حق است؟ بگو: آری، سوگند به پروردگارم که آن قطعاً حق است). و می‌فرماید: {وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُل بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ} [سبا: ۳] (و کسانی که کفر ورزیدند گفتند: قیامت [هرگز] برای ما نمی‌آید. بگو: آری، سوگند به پروردگارم که حتماً برایتان خواهد آمد). و باز می‌فرماید: {زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن لَّن يُبْعَثُوا قُل بَلَى وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ} [تغابن: ۷] (کافران پنداشتند که هرگز برانگیخته نخواهند شد، بگو: آری، سوگند به پروردگارم که قطعاً برانگیخته می‌شوید، سپس از آنچه انجام داده‌اید آگاهتان می‌کنند). این سوگند در سه جای قرآن کریم با این موضوع مهم پیوند خورده است.

قرآن به روشنی نشان می‌دهد که نبود ایمان به روز آخرت، یکی از دلایل گرایش قلب به دیدگاه‌های فاسدی است که با شریعت‌های آسمانی تضاد دارد: {وَلِتَصْغَىٰ إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُوا مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ} [انعام: ۱۱۳] (و [چنین شد] تا دل‌های کسانی که به آخرت ایمان ندارند به آن [سخنان فریبنده] متمایل شود و آن را بپسندند و آنچه را [از گناهان] که مرتکب می‌شوند، مرتکب شوند). این سخنان آراستهٔ متضاد با حق، تنها زمانی در دل فرد نفوذ می‌کند و محبوب می‌شود که او به آخرت ایمان نداشته باشد. انسان به اندازهٔ ایمان و حضور قلبش نسبت به سرای آخرت، در برابر بسیاری از دیدگاه‌های منحرف مصونیت می‌یابد.

همچنین قرآن یادآور می‌شود که بی‌ایمانی به روز آخرت، مایهٔ آراسته شدن اعمال زشت و نیکو پنداشتن آن‌هاست: {إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ} [نمل: ۴] (به راستی کسانی که به آخرت ایمان ندارند، کارهایشان را برایشان آراستیم؛ پس آنان سرگردانند). کسی که به آخرت ایمان نداشته باشد، سرگشتگی از هر سو او را احاطه می‌کند، بصیرتش تیره می‌شود و مفاهیم در ذهنش دگرگون می‌گردد؛ بنابراین ایمان به روز آخرت، هدایتگر اندیشه و حافظ رفتار است.

چنان‌که می‌بینی، سخن از ایمان به روز آخرت در کتاب خدا موضوعی گذرا نیست، بلکه جریانی پیوسته و پررنگ است. این تفصیل دقیق قرآنی، از ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد قرآن است که آن را حتی از دیگر کتاب‌های آسمانی متمایز می‌کند و برای هر کس که در آن بیندیشد، یقین‌آور است. ابن ‌تیمیه می‌گوید: «هیچ خبری دربارهٔ الله و فرشتگان و روز آخرت در تورات و انجیل و زبور یافت نمی‌شود مگر آنکه [قرآن] آن را به کامل‌ترین وجه بیان کرده و از اموری خبر داده که در آن کتاب‌ها وجود ندارد».

از این ایمان به روز آخرت و یقین به حقیقت‌های قرآنی دربارهٔ رستاخیز، نوری خیره‌کننده بر جان آدمی می‌تابد. هر کس به این موضوع یقین یابد، دلش روشن می‌شود و این باور، نیتی درست، عملی شایسته و اندیشه‌ای ژرف به او می‌بخشد که فراتر از بازی با کلمات و سخنان آراسته و مرهمی بر اندوه‌ها و حتی انگیزه‌ای برای بخشش و گذشت می‌شود؛ چنان‌که حق تعالی می‌فرماید: {وَإِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ} [حجر: ۸۵] (و بی‌تردید قیامت آمدنی است؛ پس به شایستگی گذشت کن). در واقع، آخرت به کمال رسیدن معناهای ناتمام، به سرانجام رسیدن رخدادهای نیمه‌کاره و مشاهدهٔ احاطهٔ کامل الهی است. آری، به پروردگارم سوگند که این حق است!

دکتر سلیمان بن ناصر العبودی