فضیلت عبادت در دوران آشوب«عبادت در هَرج همچون هجرت به‌سوی من است»

این «باب فضیلت عبادت در زمان هرج» [از کتاب ریاض الصالحین] است؛ یعنی زمانهٔ اختلاط، آشفته شدن امور و فتنه‌ها و مانند آن.

هرج را چنان‌که مُصنّف – رحمه‌الله – تفسیر کرده «اختلاط امور و فتنه‌ها» است. برخی می‌گویند: «اصل این ماده در کلام عرب «هـ»، «ر» و «ج» است که بر گسترده شدن چیزی دلالت دارد»؛[۱] پیامبر ﷺ نیز آن را به «قتل» تفسیر کرده‌اند.[۲]

در کلام عرب و سخنان اهل علم، تفاسیر بسیاری برای آن آمده است: به‌هم ‌خوردن امور، یعنی فتنه‌ها. این معانی با هم تضادی ندارند؛ زیرا فتنه به کشتار می‌انجامند و فتنه زمانی رخ می‌دهد که امور به‌هم بریزد، به‌گونه‌ای که حق و باطل مشتبه شده و درهم آمیزند؛ فتنه همین است. فضیلت عبادت در زمان هرج، بر پایهٔ حدیث مَعقِل بن يسار رضی الله عنه است که گفت: رسول‌الله ﷺ فرمودند: «الْعِبَادَةُ فِي الْهَرْجِ كَهْجْرَةٍ إِلَيَّ» [رواه مسلم] (عبادت در دوران آشوب همچون هجرت به‌سوی من است).[۳]

دلیلش چیست؟

دلیل آن از نظر برخی اهل علم مانند حافظ ابن ‌رجب[۴] – رحمه ‌الله – این است که مردم در زمان فتنه‌ها، به‌دور از حکم الله و شریعت او، به هواهای نفسانی، آرا و سلیقه‌های خود بازمی‌گردند. پس کسی که از این وضعیت به‌سوی عبادت و روی ‌آوردن به الله متعال حرکت کند، مانند مهاجر است؛ گویی مردم به‌سوی چیزی مخالف شرع بازگشته‌اند، مانند حال ‌و هوای دوران جاهلیت که به چیزی غیر از شریعت الله داوری می‌بردند. در نتیجه او به‌سوی پروردگارش – بازگشته و به عبادت او مشغول شده است و این کار شبیه هجرت خواهد بود که در روشن‌ترین معنای خود، انتقال از سرزمین کفر و شرک به سرزمین اسلام است، هرچند هجرت معنای گسترده‌تری دارد.

برخی از اهل علم می‌گویند: معنایش این است که چون هجرت سنگین و دشوار بود و در آغاز اسلام جز اندکی از مردم هجرت نمی‌کردند، کسانی که هنگام وقوع فتنه‌ها از آن وضعیت به‌سوی عبادت الله و طاعت او روی می‌آورند، نیز اندک هستند.

دسته‌ای دیگر از علما معتقدند – و این را قرطبی[۵] رحمه‌الله ذکر کرده و از بهترین معانی است – که مردم در دوران فتنه‌ها، دل و گوششان مشغول فتنه می‌شود و اخبار را از اینجا و آنجا دنبال و دریافت می‌کنند. این کار آنان را از طاعت الله و طاعت رسولش ﷺ بازمی‌دارد و از عبادت غافل می‌کند؛ پس روی ‌آوردن به عبادت در وقت فتنه‌ها، مانند هجرت به‌سوی پیامبر ﷺ است و این موضوعی است که به‌وضوح دیده می‌شود.

مردم در دوران فتنه‌ها، مثلاً در همین روزگاری که ما در آن زندگی می‌کنیم، مدام اخبار را دنبال می‌کنند و مشغول آن می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که تمام وقتشان را می‌گیرد و بعد از آن هم قلبشان آشفته و مشغول می‌ماند. انسان یا این اخبار را دنبال می‌کند و اینجا و آنجا می‌شنود و می‌بیند، یا در سایت‌های مختلف اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای و رادیوها می‌خواند؛ و وقتی فارغ شد، شروع به حرف ‌زدن می‌کند. صحبت مردم در مجالس دربارهٔ همین مسائل است. وقتی هم که تنها می‌شود، قلبش آشفته و درگیر است و دیگر فرصتی برای عبادت الله ﷻ نمی‌یابد.

از همین ‌روست که امروزه بیشتر مردم از علم و مشغول ‌شدن به دانش و برنامه‌های علمی و انس با کتاب الله و تلاوت آن و عبادت و مانند این‌ها روی‌گردان شده‌اند؛ چون قلب‌هایشان مشغول است. اگر خطیبی را بیابند که با صدای بلند دربارهٔ این مسائل حرف می‌زند، چنان‌که گویی خطبه به بخش خبری تبدیل شده است، بسیاری از مردم با آن انس می‌گیرند و خوشحال می‌شوند و گمان می‌کنند راه درست همین است. به‌طوری‌که انسان حتی در عبادتش هم مشغول است، یعنی حتی در خطبهٔ جمعه. این وضعیت در برخی کشورها دیده شده است؛ من به کشورهایی سفر کردم و تعجب کردم؛ گمان می‌کردم علمای بسیاری دارد و درس‌های علمی مساجد را آباد کرده است، اما جز به دست گروه اندکی از جوانان، چیزی از این‌ها ندیدم. وقتی پرسیدم بزرگان و شیوخ کجا هستند؟ معلوم شد که به امور دیگری سرگرم شده‌اند که آن‌ها را بسیار مشغول کرده و ورد زبانشان بر روی منابر و جاهای دیگر شده است؛ مردم را سرگرم کرده‌اند. برخی کشورها از دهه‌ها پیش درگیر شده‌اند و سرزمینشان متلاطم است، برخی در سال‌های اخیر و برخی در ماه‌های اخیر دچار فتنه شده‌اند.

نکته اینجاست که این مسائل در کنار رسانه‌های مدرن و نزدیک ‌شدن دنیا به هم، باعث شده همهٔ این‌ها در دسترس انسان باشد و دور و نزدیک در آن برابر شوند. در نتیجه مردم سرگرم می‌شوند و دل‌هایشان پراکنده می‌گردد و همین دلیلی می‌شود برای غفلت از بسیاری منافع و نیکی‌ها و کارهای شایسته و تربیت درست و جدی.

بنابراین انسان نیاز دارد چنین مفاهیمی را به یاد آورد و اهداف مشخص و روشن و آشکاری برای خود تعیین کند که چه می‌خواهد و می‌خواهد به کجا برسد؛ آیا علم می‌خواهد، یا می‌خواهد به عبادت و خواندن قرآن و ذکر یا دعوت به‌سوی الله و مانند این‌ها مشغول شود.

شایسته است که این سرگرمی به امور و پیگیری حوادث را محدود کند و برای آن زمان مشخصی بگذارد؛ مثلاً نیم‌ ساعت در روز یا یک ساعت در روز. نه اینکه مانند کسی باشد که به‌ دنبال سراب می‌دود و نمی‌داند تا کجا ادامه دارد. ممکن است این وضعیت سال‌های طولانی ادامه یابد، فتنه‌ای تمام شود و دیگری بیاید؛ آن‌وقت انسان زمانی که موهایش سپید شد، می‌بیند که از تهیدستان است، نه علمی دارد و نه عملی. اگر به حال بسیاری از کسانی که این امور آنان را مشغول کرده و اینجا و آنجا اخبار را دنبال می‌کنند بنگری، می‌بینی که حاصل کار در نهایت اندک است و دچار سستی در علم و عمل شده‌اند. اما می‌توان به بخشی از این‌ها در زمانی که انسان مشخص می‌کند بسنده کرد، به‌گونه‌ای که اهدافش یعنی طاعت الله و رسولش ﷺ و مشغول‌ شدن به علم نافع ضایع نشود.

پس لازم است که انسان این معنا را در چنین روزهایی به یاد آورد: عبادت در زمان آشوب مانند هجرت به‌سوی پیامبر است. سخنان اهل علم در این‌باره بسیار است و آنچه ذکر کردم، دیگر معانی را به هم نزدیک و جمع می‌کند و در بر می‌گیرد.

از الله تبارک ‌و تعالی می‌خواهم که ما و شما را از فتنه‌های گمراه‌کننده دور بدارد، به ما رحم کند، شکستگی‌هایمان را جبران نماید و با ما و برادران مسلمانمان مهربان باشد و ما و شما را بر ذکر و شکر و عبادت نیکویش یاری دهد. وصلى الله على نبينا محمد.

دکتر خالد السبت


[۱] لسان العرب (۲/۳۸۹) و تاج العروس (۶/۲۷۵).

[۲] بخاری در أبواب الاستسقاء، باب ما قيل في الزلازل والآيات، به شمارهٔ (۱۰۳۶) و (۷۰۶۱) و مسلم در كتاب العلم، باب رفع العلم وقبضه وظهور الجهل والفتن في آخر الزمان، شمارهٔ (۱۵۷).

[۳] به روایت مسلم، كتاب الفتن وأشراط الساعة، باب فضل العبادة في الهرج، به شمارهٔ (۲۹۴۸).

[۴] لطائف المعارف ابن‌رجب (۱۳۲).

[۵] نگا: المفهم لما أشكل من تلخيص كتاب مسلم (۷/ ۳۰۹).