پیش درآمد:

شیخ طاهر الجزایری از شخصیت‌های محوری است که در قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم میلادی نقش بسیار مهمی در نهضت بیداری اسلامی داشت. ایشان علاوه بر اینکه استاد و راهنمای بسیاری از اصلاحگران عصر خود بود، پرچمدار راه‌اندازی مؤسسات فرهنگی و آموزشی در جهان اسلام محسوب می‌شد.

ایشان بر خلاف کسانی که به‌دنبال تبعیت کامل از تمدن غرب بودند، خواستار پایبندی به عقیده و هویت اسلامی و افتخار به میراث پیشینیان در کنار استفاده از دستاوردهای نوین بشری بودند.

ایشان اگرچه به شهرت و آوازه هم‌عصران خود همچون سید جمال الدین اسدآبادی و محمد عبده نرسید، ولی این امر تا حدود زیادی ناشی از فضای جهل‌آلود و خفقانی بود که برخلاف قاهره که آن بزرگان در آنجا زندگی می‌کردند بر سرزمین شام حکمفرما بود. دلایل دیگری نیز چون سلفی بودن، چاپ نشدن آثار، رویکرد علمی، تمایل به گوشه‌نشینی و در دست نبودن اطلاعات کافی از زندگانی ایشان از جمله عوامل دیگری است که مانع از شهرت یافتن ایشان شده است.

میلاد علامه طاهر الجزایری:

علامه طاهر الجزایری اصالتا اهل الجزایر است. پدرش شیخ صالح بن احمد بن حسین بن موسی بن ابوالقاسم است که گفته می‌شود نسب وی به امام حسن بن علی بن ابی طالب رضی‌الله‌عنهما می‌رسد. شیخ صالح و خانواده‌اش برای نجات از دست استعمارگران فرانسوی در سال ۱۲۶۳ هجری قمری برابر با ‍۱۸۴۶ میلادی ضمن هجرت اول الجزایری‌ها که ۵۰۰ خانواده را شامل می‌شد، به شام مهاجرت کردند و طاهر در سال ۱۲۶۸هـ /۱۸۵۲ میلادی در دمشق دیده به‌جهان گشود.

رشد علمی و اساتید او:

طاهر در کودکی علوم شرعی و ادبیات عرب را از پدر بزرگوارش فرا گرفت که از علمای سرشناس الجزایر و فقیه نام‌آور و مفتی مالکی‌ها در دمشق بود و در مسجد جامع اموی دمشق درس صحیح بخاری را برای شیخ احمد مسلم کزبری قرائت می‌کرد و این جایگاه در نزد علمای دمشق بسیار مهم شمرده می‌شد. وی همچنین ستاره‌شناس مشهوری بود که در این زمینه تألیفاتی دارد و شناخت بسیاری به علوم طبیعی و ریاضیات داشت.

طاهر در کودکی وارد مدرسه‌ی ابتدایی «رشدیه» شد و پس از مدتی به مدرسه‌ی «جقمقیه» پیوست و از شیخ عبدالرحمن بوسنوی کسب علم نمود و از وی ادبیات عرب، زبان فارسی و ترکی را فرا گرفت و در علوم شریعت تبحر یافت. شیخ عبدالرحمن بوسنوی تأثیر بسیار زیادی در شکل گیری شخصیت طاهر الجزایری داشت.

پس از آن در محضر شیخ عبدالغنی الغنیمی المیدانی کسب علم کرد تا اینکه او در سال ۱۲۹۸ هـ/۱۸۸۱ میلادی چشم از جهان فرو بست، شیخ عبدالغنی از نوادر عصر خود و به تقوا و پرهیزگاری شهره بود، ایشان همچنین از تعصبات مذهبی آزاد بود و بجای تقلید کورکورانه، پیرو دلیل بود و ذهنش را برای پژوهش و اجتهاد باز کرده بود.

پدرش صوفی و از پیروان فرقه خلوتیه بود. او در سال ۱۲۸۵ هـ / ۱۸۶۸ م یعنی زمانی که طاهر ۱۴ ساله بود از دنیا رفت و در نتیجه این امکان برای طاهر فراهم شد که خود را از تصوف برهاند و توسط شیخ و استادش المیدانی که خود نیز زمانی صوفی بود و بعدها به منهج پیروی از کتاب و سنت گرایش پیدا کرده بود به سلفیت بگرود.

به سبب این تعلیم و تربیت روش‌مند، طاهر از همان ابتدا توجه ویژه‌ای به خریداری کتاب و نسخه‌های خطی و مطالعه آنها نشان داد و کتابخانه او به صورت گنجینه‌ای از کتب و نسخه‌های خطی درآمد. اطلاعات وسیع، تبحر در علوم مختلف، تلاش برای راه‌اندازی کتابخانه‌های عمومی، جمع‌آوری کتب و نسخه‌های خطی و تشویق ثروتمندان و زمامداران برای چاپ و نشر کتاب نیز از ثمرات همین تعلیم و تربیت بود.

سطح علمی علامه طاهر الجزایری:

شاید محقق سرشناس شام استاد محمد کرد علی و استاد محمد سعید البانی که از نزدیکترین شاگردان علامه طاهر الجزایری بودند بهتر از دیگران سطح علمی شیخ و استاد خود را توصیف کرده باشند. استاد محمد کرد علی می‌گوید: «علامه طاهر الجزایری مجموعه‌ای گرانبها از علوم و کتابخانه‌ای سیار بود. او مفسر، محدث، اصولی، فقیه، فیلسوف، ادیب، زبان شناس، نویسنده، شاعر، مورخ، باستان‌شناس، فیزیکدان، ریاضیدان، ستاره‌شناس، جامعه‌شناس و استاد اخلاق بود … او بر علوم عربی مسلط بود و رخدادهای تاریخ را از حفظ داشت و در علوم دین و دنیا متبحر بود».

محمد سعید البانی نیز می‌گوید: «در میان هم‌عصران علامه طاهر الجزایری کمتر کسی را می‌توان یافت که گستره‌ی علمش همانند او باشد، او علوم عقلی و نقلی را جمع کرده و قدیم و جدید را به‌هم پیوند داده بود و اساس و خلاصه همه‌ی علوم را دریافت کرده بود. وی یک دایره المعارف کامل و کلید علوم و حل‌کننده‌ی مصطلحات فنون و قاموس اعلام بود.

علامه طاهر الجزایری در تمام معارف قدیم و نوین عصر خود تبحر داشت. وی علاوه بر تسلط به علوم شرعی و زبان عربی، به زبان‌های دیگر مانند ترکی، فارسی، سریانی، عبری، حبشی، بربری، و فرانسوی نیز مسلط بود. آشنایی او با زبان‌های مختلف و خط‌های قدیمی، این امکان را به وی داد که از فرهنگ‌های مختلف قدیم و جدید استفاده کند و از هم‌عصران خود در تحقیق پیشی بگیرد. همین امر سبب شد که بسیاری از علمای جهان اسلام و حتی خاورشناسان غربی در تحقیق نسخه‌های خطی از نظرات وی بهره‌مند شوند.

او هنگام مطالعه‌ی کتاب، چنانچه نکته‌ای به ذهنش می‌رسید آن را در ورقه‌ای کوچک یادداشت می‌کرد، و اخیرا همه‌ی این یادداشت‌ها در دو جلد بزرگ بعنوان «تذکره طاهر الجزایری» چاپ و نشر شده است.

جمال پاشا معروف به قصاب

ایشان در کسب علوم و معارف دنیوی از پدرش تأثیر پذیرفته بودند و تبحر زیادی در علوم تاریخ، جغرافی، باستان شناسی، ریاضیات، فیزیک، سیاست بین الملل، و آشنایی با اوضاع شرق و غرب داشت و از مشکلات جوامع و اسباب آن بخوبی آگاه بود. هنگامی که برخی دوستان وی از کودتای جمعیت اتحاد و ترقی علیه سلطان عبدالحمید دوم در سال ۱۳۲۷ هجری قمری برابر با ۱۹۰۹ میلادی شاد شدند، او با وجود اینکه بخاطر برخی شایعات، از مخالفان سلطان عبدالحمید محسوب می‌شد بابت این خبر شاد نشد، یاران او به دمشق بازگشتند اما وی در استانبول باقی ماند و بر این باور بود که با قدرت گرفتن جمعیت اتحاد و ترقی وضعیت جهان اسلام آشفته‌تر خواهد شد چرا که آن‌ها از دریچه‌ی تنگ قوم‌گرایی ترکی به قضایا می‌نگرند و هیچ توجهی به اصول و ارزش‌های دینی ندارند. دیری نپایید که دوراندیشی وی بر همگان ثابت شد و در تاریخ ۶ مه ۱۹۱۶ میلادی جمال پاشا والی خونریز جمعیت اتحاد و ترقی بسیاری از شاگردان او را به دار آویخت.

در سال ۱۹۱۴ میلادی زمانی که ولیعهد اتریش در سرایوو بوسنی ترور شد او به اطرافیانش گفت: «بدون شک اروپایی‌ها جنگ گسترده‌ای را آغاز خواهند کرد»، و این حادثه بهانه‌ای برای جنگ جهانی اول شد.

صفات و اخلاق ایشان:

ایشان شخصیتی با قامتی متوسط، رنگ گندمی، موها و چشمان سیاه، پیشانی عریض و محاسنی پرپشت، و تند مزاج بود، در راه رفتن گام‌های بلند بر می‌داشت.

انسانی بسیار پارسا و پرهیزگار بود که از تساهل در احکام دین اجتناب می‌کرد، لباس‌هایی بسیار ساده بر تن می‌کرد، تا آخر عمرش مجرد ماند و ازدواج نکرد، هیچ کمکی از کسی نمی‌پذیرفت، سال‌ها در مصر با فروش کتاب‌ و نسخه‌های خطی ارتزاق می‌کرد و با وجود تنگدستی و فقر از فقرا غافل نمی‌شد و به آن ها کمک می‌کرد.

نسبت به وقتش که آنرا صرف تعلیم و تعلّم و مطالعه و پژوهش می‌کرد بسیار حریص بود تا جایی که در بستر خوابش کتاب، اوراق، دوات و قلم او را دربر گرفته بودند.

در چهل سال آخر عمرش بعد از نماز صبح می‌خوابید و شب‌ها همراه با دوستان و یارانش در مدرسه‌ی عبدالله پاشای بزرگ به مطالعه مشغول می‌شد.

از ویژگی‌های مهم علامه طاهر الجزایری که به آن مشهور بود توجه ایشان به همه‌ی گروه‌های جامعه بود. وی یک دایره المعارف بسیار بزرگی بود که همه‌ی بخش‌های جامعه از وی استفاده می‌کردند و حتی با یهودیان، نصرانیان، صابئیان و خاورشناسان رابطه‌ی بسیار خوبی داشت و از این روابط برای خدمت به اسلام و کاهش دشمنی‌ آنان با این دین بزرگ استفاده می‌کرد.

علامه طاهر الجزایری علاقه‌ی ویژه‌‌ای به مسافرت داشت. ایشان با پای پیاده به بسیاری از شهرها و روستاهای سوریه سفر کرد و پیاده‌روی را بسیار دوست می‌داشت، همچنین سفرهایی به لبنان، فلسطین، مصر، حجاز، ترکیه، و فرانسه داشتند و در سفرهای خود در جستجوی کتاب و نسخه‌های خطی و دیدار با علما و فرهنگیان بر می‌آمدند.

منهج علامه طاهر الجزایری:

منهج ایشان بر اساس نشر علم و تربیت جامعه بود و می‌گفت: «هر آنچه برایتان امکان دارد بیاموزید و لو زبان اهل مالتا باشد، چه بسا زمانی بیاید که به آن نیاز داشته باشید، برحذر باشید از اینکه بگویید: ربطی به تخصص ما ندارد، همه‌ی علوم سودمند هستند، و انسان باید هرچه زندگی را نیکو می‌سازد، بیاموزد».

وی همچنین می‌گفت: «هر نوع اصلاحی بایستی بطور تدریجی و طبق سنت‌های طبیعی صورت بگیرد، آنچه سریع رخ می‌دهد بسرعت هم از بین می‌رود».

شاگردش استاد محمد کرد علی منهج و روش دعوی ایشان را اینگونه معرفی می‌کند: «برنامه‌ی او بر اساس اخلاص و تلاش برای بیداری امت اسلامی از طریق نشر علم و دانش در میان مسلمانان بود. انقلاب او یک انقلاب فکری بود نه مادی. می‌گفت این راه طولانی و پر از مشکلات و دشواری‌هاست، اما حتما نتیجه خواهد داد. او تلاش می‌کرد شهرنشینان و روستائیان و توانگران و مستمندان همه از دعوت او بهره‌مند شوند.

شیخ طاهر الجزایری تلاش می‌کرد به آرامی با مخالفان خود گفتگو کند. در مجالسش سخنان شیخ الاسلام ابن تیمیه را بدون ذکر نام ایشان نقل می‌کرد تا اینکه مخالفان بهتر بتوانند آنرا بپذیرند و زمانی که منبع سخنان را از وی می‌پرسیدند می‌گفت آن‌ها را از کتب ابن تیمیه گرفته است. این روش سبب شد که بسیاری از آن‌ها دیگر نسبت به نام ابن تیمیه حساسیت نشان ندهند. ایشان از برخی رسائل ابن تیمیه، ابن قیم، ابوشامه‌ی مقدسی و امثالهم نسخه‌برداری می‌کرد و با هزینه‌ای بسیار ارزان در بازار می‌فروخت تا مردم از آن استفاده کنند.

استاد کرد علی می‌گوید ایشان بارها می‌گفت: اگر می‌خواهی خانه‌های انسان‌های ثروتمند و صاحب منصب و پرنفوذ و اعیان را اصلاح کنی سعی کن از هر خانه یک نفر را آموزش دهی، زیرا آن فرد کل خانواده را متحول و دگرگون می‌کند. او همیشه می‌گفت: از درون خانه‌های ثروتمندان فرزندانی را بیرون می‌آوریم که با سلاح تربیت درست با آنان مبارزه کنند».

زمانی که در بستر وفات بود به کسانی که به زیارتش آمده بودند نصیحتی کرد که خلاصه‌ی تجربه‌ی او در زندگی است، به آن‌ها گفت: «مردانتان را آماده کنید، از اشتباهاتشان چشم‌پوشی کنید، آنان را نگه‌دارید تا امت از آنان بهره‌مند شود، آنان را از خود نرانید تا از خدمت به شما اجتناب نکنند».

نقش اصلاحگرانه‌ی علامه طاهر الجزایری:

علامه طاهر الجزایری در دورانی زندگی می‌کرد که سرزمین‌های اسلامی بر اثر انحطاط ناشی از جهل و خرافات و همچنین ضعف امپراطوری عثمانی، به اشغال استعمارگران و اشغالگران غربی درآمده بود، لذا تلاش می‌کرد وضعیت امت اسلامی و راه‌های اصلاح آنرا بطور دقیق مورد بررسی قرار دهد. وی به این نتیجه رسیده بود که علم و دانش کلید بیداری امت است، بویژه علم شرعی درست که روح و قلب امت را زنده نگه می‌دارد و علوم دنیوی و نوین که از جسم و اعضای امت محافظت می‌کند.

می‌توان اصلاحگری علامه طاهر الجزایری را در موارد زیر خلاصه کرد:

اول: در بخش آموزش:

۱- نقش بسیار پررنگ ایشان در قانع کردن پدران به ضرورت آموزش دیدن فرزندانشان در مدارس، که تأثیر بسیار زیادی در نهضت علمی سوریه داشت. این فراخوان او با واکنش برخی انسان‌های نادان و بی‌سوادی که پست‌های آموزشی را در انحصار خود و خانواده و فرزندانشان می‌دیدند روبرو شد.

۲- عهده‌دار شدن تدریس در مدرسه‌ی ابتدایی ظاهریه در دمشق در سال ۱۲۹۴هـ برابر با ۱۸۷۸م. وی از این طریق، اندیشه‌های اصلاحی خود را میان دانش آموزان ترویج می‌کرد و به همین منظور با وجود گستره‌ی علم و دانشی که داشت برای تشویق معلمان آن دوران، تدریس دانش‌آموزان ابتدایی را بر عهده گرفت.

شیخ علی طنطاوی می‌گوید: «در آن زمان آموزش در دمشق در قالب مکتبخانه‌ها برای کودکان و حلقه‌های تدریس مسجد برای بزرگسالان بود، و شیخ طاهر الجزایری از بزرگترین کسانی بود که برای راه‌اندازی مدارس مدرن و نوین تلاش کرد».

۳- تأسیس «سازمان خیریه‌ی اسلامی» با همکاری شیخ علاء الدین عابدین، و بهاء بک منشی والی دمشق. تأسیس این سازمان برای مبارزه با فعالیت‌های تبشیری بیگانگان صورت گرفت که تلاش می‌کردند دانش‌آموزان مسلمان و غیر مسلمان را جذب برنامه‌های خود کرده و به خدمت نشر و تبلیغ اندیشه‌های خود در آورند، و آن‌ها را بگونه‌ای تربیت کنند که در آینده عهده‌دار پست‌های مهم شده و برنامه‌های آنان را پیش ببرند. علامه طاهر الجزایری تلاش کرد مدارسی ملی برای نشر علم و دانش راه‌اندازی کند تا دانش‌آموزان را در مقابل تهاجم فرهنگی غرب حفظ کند و رهبرانی ملی و دانش آموخته تربیت نماید.

این خود نشان می‌دهد که ایشان تا چه اندازه به اهمیت فعالیت سازمان یافته و گروهی در اصلاح جامعه باور داشتند و می‌دانستند که هرچند افراد بسیار توانمند باشند، باز هم فعالیت گروهی نتیجه‌ای خواهد داد که فعالیت‌های فردی نخواهند داشت.

ایشان موفق شد با همکاری و حمایت مدحت پاشا والی وقت دمشق، هشت مدرسه برای پسران و دو مدرسه برای دختران راه‌اندازی کند. شیخ طاهر و دوستانش توجه زیادی به آموزش دختران بعنوان مادران نسل آینده داشتند.

سازمان خیریه‌ی اسلامی در سال ۱۲۹۵هجری برابر با ۱۸۷۹ میلادی به «دیوان معارف» (چیزی شبیه وزارت آموزش و پرورش) تغییر نام داد و علامه طاهر الجزایری بعنوان بازرس مدارس ابتدایی انتخاب شد. او از این فرصت برای آشنایی بیشتر با اوضاع شام و انتشار اندیشه‌های خود در میان معلمان و راهنمایی آن‌ها استفاده کرد و در این دوره، تأثیر ایشان گسترش بیشتری یافت.

۴- از آنجایی که در دمشق آن‌روز کتاب‌های قدیمی و نا متناسب با سطح دانش نسل جدید تدریس می‌شد، شیخ طاهر الجزایری بسیاری از کتاب‌های درسی ابتدایی مانند علوم شرعی، ریاضیات و علوم طبیعی را تألیف کردند.

۵- تلاش‌های علامه طاهر الجزایری برای راه‌اندازی یک چاپخانه‌ی دولتی برای چاپ کتاب‌های عمومی و کتاب‌های درسی نتیجه داد.

۶- شیخ طاهر الجزایری تا آخر عمرش به تربیت و آموزش دانش‌آموزان ادامه داد. وی با وجود اینکه بعدها از کار اخراج شد و از دمشق گریخت، اما از ارائه‌ی راهنمایی‌های لازم برای بهتر شدن سیستم آموزشی در دمشق دریغ نمی‌کرد و بعدها که شاگرد او استاد محمد کرد علی وزیر معارف سوریه شد نامه‌نگاری میان آن‌ها متوقف نشد و کرد علی همیشه از استاد خود راهنمایی می‌خواست. او در کتابش «گنج‌های پدران» درباره‌ی پیشنهاد طاهر الجزایری در رابطه با آموزش صنایع به دانش آموزان ابتدایی، و آغاز این پروژه در یک مدرسه، و نصایح ایشان در مورد توجه به رفتارهای دانش‌آموزان و عدم اکتفا به آموزش آنان توضیح داده است.

دوم: در بخش کتابخانه‌های عمومی:

۱- پس از اینکه علامه طاهر الجزایری از یک سو بی‌توجهی ناظران بر کتابخانه‌های وقفی در مساجد و مدارس و از سوی دیگر بی‌رغبتی و بی‌میلی مردم دمشق به گنجینه‌های علمی کتابخانه‌های خانگی را مشاهده کرد تصمیم گرفت بهمراه برخی از دوستانش به نزد مدحت پاشا والی وقت دمشق برود تا از او بخواهند کتابخانه‌ای عمومی برای جمع‌آوری کتابهای خطی نادر در یک مکان راه‌اندازی کند. در سال ۱۲۹۶ هجری قمری برابر با ۱۸۸۰ میلادی این امر محقق شد و کتابخانه‌ی ظاهریه بعنوان نخستین کتابخانه‌ی عمومی در تاریخ معاصر دمشق در مدرسه‌ی ظاهریه راه‌اندازی شد. بعدها این کتابخانه مبدل به یکی از مهمترین کتابخانه‌های جهان اسلام شد که دربردارنده‌ی نسخه‌های خطی بسیار نفیس و گرانبها بود و شیخ ابوالفتح خطیب یکی از اعیان دمشق و پدر علامه محب الدین خطیب صاحب کتابخانه و چاپخانه‌ی سلفیت بعنوان مسئول این کتابخانه انتخاب شد.

این تلاش‌های علامه طاهر الجزایری با واکنش شدید دزدان و سارقان کتاب‌ها و کتابفروش‌ها روبرو شد تا جایی که او را به قتل تهدید کردند.

۲- شیخ طاهر الجزایری هر کتاب و نسخه‌ی خطی ارزشمند که بدستش می‌رسید به کتابخانه‌ی ظاهریه می‌برد و از مردم نیز می‌خواست کتاب‌هایی را خریداری و به کتابخانه اهدا کنند.

۳- فهم و شناخت زودهنگام ایشان از بیبلوگرافی و بانک اطلاعات سبب شد فهرستی از کتاب‌های کتابخانه‌ی ظاهریه چاپ کند که سبب شهرت این کتابخانه گردید و علما و دانشجویان و خاورشناسان از جمله گلدزیهر خاورشناس مشهور غربی، از سراسر دنیا برای استفاده از گنجینه‌های علمی آن به دمشق می‌آمدند و یا با علامه طاهر الجزایری نامه‌نگاری می‌کردند.

۴- شیخ طاهر الجزایری تلاش می‌کرد برای همه‌ی شهرها کتابخانه‌ی عمومی راه‌اندازی کند لذا سفرهایی به حمص، حماه، طرابلس و دیگر شهرها داشت و مردم را برای راه‌اندازی کتابخانه‌های عمومی و مدارس تشویق می‌کرد.

بسبب توجه و عنایتی که به کتابخانه‌های عمومی داشت در سال ۱۸۸۰ میلادی بعنوان بازرس کتابخانه‌های سوریه و قدس تعیین شد، و در سفر به شهر قدس از شیخ راغب الخالدی خواست کتابخانه‌ی خالدیه را راه‌اندازی کند و به او در فهرست بندی کتاب ها کمک کرد.

۵- استاد کرد علی در کتاب «گنجینه‌های پدران» درباره نامه‌ای از سوی شیخ طاهر الجزایری سخن می‌گوید که در آن به ایشان پیشنهاد کرده بود یک کتابخانه‌ی عمومی در شهر آستانه راه‌اندازی کند و کتاب‌های خطی نادر را از کتابخانه‌های عمومی مساجد و مدارس جمع‌آوری کرده و در آن قرار دهد، سپس فهرستی از آن تهیه نموده و در اختیار همه‌ی کتابخانه‌ها قرار دهد، بدینصورت هم مساجد و مدارس خالی از کتاب نمی‌مانند و هم عموم مردم که نیازی به این کتاب‌ها ندارند زیان نمی‌بینند و هم از این کتاب‌های گرانبها بخوبی محافظت می‌شود.

سوم: در زمینه‌ی علما و جوانان آینده‌دار

از مهمترین نتایج فعالیت‌های شیخ طاهر الجزایری تربیت نسلی بود که بعدها پرچمدار نهضت بیداری اسلامی و مایه‌ی تحول در جامعه شدند، مانند: محمد سعید البانی، محمد کرد علی، محب الدین خطیب و…که خود نشانگر موفقیت شیوه‌های دعوی او و اثری است که در میان جوانان بر جای گذاشته بود.

شیخ طاهر الجزایری هر هفته پس از نماز جمعه در منزل رفیق العظم جلساتی علمی برگزار می‌کرد که به «حلقه‌ی درس طاهر الجزایری» معروف بود و علمای بزرگ و سرشناس دمشق مانند: شیخ عبدالرزاق بیطار، شیخ جمال الدین قاسمی، شیخ سلیم البخاری، شیخ ابوالخیر عابدین، شیخ عبدالقادر بدران، و تعدادی از جوانان آینده دار مانند: محمد علی مسلم، رفیق العظم، محمد کرد علی، احمد النویلانی، شکری العسلی، سلیم الجزایری، فارس الخوری، محب الدین خطیب، عبدالحمید الزهراوی در آن شرکت داشتند و قضایای علمی و اوضاع جهان اسلام را مورد بررسی قرار می‌دادند. این نشست‌ها حتی پس از سفر شیخ طاهر الجزایری به مصر ادامه داشت.

نتیجه‌‌ی این نشست‌ها یافتن راه حل برای برخی قضایای علمی و مشکلاتی بود که در جهان عرب بوجود می‌آمد، کما اینکه در این نشست‌ها دعوت بسوی اجتهاد و تحقیق و بررسی و پژوهش و بازگشت به قرآن و سنت و مبارزه با نادانی و خرافات و بدعت‌ها نهادینه می‌شد و سرکوب و استبداد و سوء مدیریت‌ها محکوم و آزادی و عدالت و مدیریت درست مطالبه می‌شد.

شیخ طاهر الجزایری در دفتر خود در مدرسه‌ی عبدالله پاشا دانش‌آموزان را می‌پذیرفت و آن‌ها را راهنمایی می‌کرد. او همچنین در «مکتب عنبر» که نخستین دبیرستان دمشق بود و رهبران آینده‌ی شام از این مدرسه فارغ التحصیل شدند به تدریس مشغول بود و تلاش می‌کرد عقل‌ها و دل‌های دانش‌آموزان را به‌دست بیاورد.

از نمونه‌های توجه او به شاگردانش می‌توان به رفتار او با محب الدین خطیب پس از درگذشت پدرش و انصراف او از تحصیل در «مکتب عنبر» اشاره کرد. علامه طاهر الجزایری او را بجای پدرش که درگذشته بود مسئول «کتابخانه‌ی ظاهریه» کرد اما از آنجا که محب الدین خطیب کودکی بیش نبود کسی را به نیابت از او تعیین کرد تا اینکه محب الدین به‌سن رشد برسد، و طی این مدت محب الدین خطیب به تحصیل در «مکتب عنبر» بازگشت. شیخ طاهر الجزایری نسخه‌های خطی کتاب‌های شیخ الاسلام ابن تیمیه را انتخاب می‌کرد و برای نسخه‌برداری آنرا به محب الدین خطیب می‌سپرد. اینگونه بود که سطح علمی محب الدین خطیب توسعه یافت و از کتب شیخ الاسلام ابن تیمیه و مدرسه‌ی سلفیت او بهره‌مند شد و از دستمزد نسخه‌برداری نیز استفاده می‌کرد.

طاهر الجزایری همچنین او را به ارتباط با علما و دانشمندانی چون: احمد النویلانی، جمال الدین قاسمی، محمد علی مسلم، که دفتر خاصی در مدرسه‌ی «عبدالله پاشا» داشتند سفارش می‌کرد، تا اینکه به اندوخته‌های علمی خود بیفزاید.

خود محب الدین خطیب در این باره می‌گوید: «عربیت و اسلام خود را از این شیخ حکیم آموختم».

استاد محمد کرد علی می‌گوید: «استاد بزرگم شیخ طاهر الجزایری بزرگترین مشوّق من بسوی دعوت دینی و اصلاح اجتماعی و تألیف و نشر کتاب بود. او بود که محبت پیشینیان و اثرپذیری از آنان و محافظت از آثارشان را در وجودم نهادینه کرد. همواره ملازم و همراه او بودم تا اینکه در سال ۱۳۳۸ هجری قمری به دیدار پروردگارش شتافت درحالیکه آثار نیکی از خود بر جای گذاشته بود».

شیخ طاهر الجزایری نخبگان جامعه را به راه‌اندازی روزنامه‌ها و مجلات سیاسی، اجتماعی، علمی و ادبی و مطالعه‌ی روزنامه‌ها و مجلات مفید تشویق می‌کرد.

در رابطه با راهنمایی معلمان در نحوه برخورد با شاگردانشان نقل شده است که ایشان گفتند: «اگر کسی نزد شما آمد که می‌خواست در سه روز علم نحو را فراگیرد نگویید این محال است، بلکه به او نحو بیاموزید چه بسا مشغول شدن او به نحو در این سه روز، آنرا نزدش محبوب کند».

چهارم: در زمینه‌ی تألیف

گفتیم که شیخ طاهر الجزایری برای بهبود سطح آموزشی مدارس شام بسیاری از کتاب‌های درسی آن‌دوره را خود به رشته‌ی تحریر در آورد و نقش بسیار مهمی در نشر میراث علمی شیخ الاسلام ابن تیمیه در میان دانش‌آموزان داشتند.

شیخ طاهر الجزایری همچنین نقش بسیار مهمی در بازچاپ و نشر کامل و یا خلاصه‌ای از کتابهای مهمی داشت که زبان عربی و اخلاق را در وجود خوانندگان نهادینه می‌کرد و آن‌ها را به پژوهش و تحقیق و ترک جمود و تعصب وا می‌داشت، مانند کتاب‌های «تفصیل النشأتین و تحصیل السعادتین» تألیف راغب اصفهانی، کتاب «الادب والمروءه» و کتاب «الادب الکبیر» و «الادب الصغیر» تألیف ابن المقفع، و کتاب «روضه العقلاء» تألیف ابن حبان که آنرا بطور کامل منتشر کرد یا کتاب‌هایی مثل «ادب الکاتب» نوشته‌ی ابن قتیبه، و «البیان و التبیین» نوشته‌ی جاحظ و کتاب «امثال المیدانی» که مختصری از آنرا چاپ و نشر کرد.

ایشان برای تقریب و تحقیق برخی مسائل بدور از حاشیه و تکرار کتاب‌هایی مانند:‌ «التبیان لبعض المباحث المتعلقه بالقرآن علی طریق الاتقان» و کتاب «توجیه النظر إلی أصول الأثر» و کتاب «الجواهر الکلامیه فی ایضاح العقیده الاسلامیه» «التقریب لأصول التعریب» و «تمهید العُروض فی فن العَروض» را به رشته‌ی تحریر در آورد.

وی هچنین کتاب‌هایی در زمینه‌ی علوم طبیعی تألیف نمود مانند کتاب مشهورش «دائره فی معرفه الاوقات والأیام» که از مراجع علم گاه‌شماری است.

شیخ طاهر الجزایری مسئولین را به چاپ و نشر کتاب تشویق می‌کرد. می‌گویند وزارت معارف مصر بودجه‌ای به مبلغ ده هزار جنیه را برای چاپ و نشر کتاب‌های نادر تعیین کرده بود، اما شیخ احمد زکی به بهانه‌ی تحقیق و بررسی بیشتر این کار را به تأخیر انداخته بود تا اینکه وزیر معارف عوض شده و بودجه نیز الغا شده بود. شیخ طاهر الجزایری، شیخ احمد زکی را به خاطر این تأخیر مورد سرزنش قرار داده و به او گفته بود: با تأخیری که در چاپ این کتاب‌ها کردی به جهان عرب ضربه زدی، ادعا کردی که می‌خواهی آنرا سالم و بدون اشتباه و با توجه به نسخه‌های مختلف و حواشی آن نشر کنی، کمال دست یافتنی نیست، کافی بود مردم از آنچه هست بهره‌مند می‌شدند». او از دست احمد زکی پاشا همیشه خشمگین بود و به سختی با او حرف می‌زد!!

سفر به مصر:

در سال ۱۸۸۶ میلادی دولت عثمانی شیخ طاهر الجزایری را بخاطر اندیشه‌های اصلاحی‌اش از مسئولیت نظارت بر مدارس ابتدایی برکنار کرد، ولی این قضیه مانع ادامه‌ی فعالیت‌های دعوی او نشد،‌ بلکه این فعالیت‌ها افزایش یافت. وی تدریس در مدارس دولتی را نیز رها کرد و از آن روز هر پیشنهادی برای پذیرش پست‌های دولتی را رد می‌کرد. او به شهرهای مختلف سوریه سفر می‌کرد و در مساجد و منازل به تدریس علوم شرعی می‌پرداخت. در سال ۱۹۰۷ میلادی زمانی که ایشان خارج از خانه بود نیروهای امنیتی عثمانی خانه‌ی او را برای یافتن اعلامیه‌های سیاسی علیه دولت عثمانی مورد بازرسی قرار دادند، زیرا شایعاتی دروغین در رابطه با ارتباط شیخ طاهر الجزایری با برخی گروه‌های مخالف دولت عثمانی که خواهان دولتی نامتمرکز بودند منتشر شده بود و همچنین شایعه شده بود که شیخ طاهر الجزایری خواستار اصلاحات سیاسی و اداری مغایر با امنیت و ثبات امپراطوری عثمانی است.

پس از این فشارها، شیخ طاهر الجزایری تصمیم گرفت به مصر نزد شاگردان و دوستانش مانند: محب الدین خطیب، محمد کرد علی، رفیق العظم، محمود الجزایری، حقی العظم، رشید رضا که بر منهج و روش او بودند برود و در آنجا برخی کتاب‌هایش را به‌رشته‌ی تحریر در آورد و مقالاتی در مجله‌ی «الموید» به چاپ ساند. در مصر از پذیرش هدایا و پست‌های دولتی خودداری می‌کرد و همچون زمانی که در دمشق از مناصب حکومتی کنار گذاشته شد، از فروش برخی کتاب‌هایش و نسخه‌های خطی ارتزاق می‌کرد. مجرد بودن، تاثیر فراوانی بر قناعت و پارسایی او داشت. او کتاب‌هایش را تنها به کسانی که ارزش آنرا می‌دانستند یعنی علما و پژوهشگران و کتابخانه‌های عمومی با قیمتی ارزان می‌فروخت درحالیکه خاورشناسان و تاجران نسخه‌ی خطی حاضر بودند کتاب‌های وی و نسخه‌های خطی‌اش را به بهای گزاف خریداری کنند، و این خود نشان از اخلاص وی برای امتش بود که نمی‌خواست این کتاب‌ها از جهان عرب و جهان اسلام خارج شود.

بزرگان و فرهنگیان مصر مانند: شیخ علی یوسف، احمد زکی پاشا، احمد تیمور پاشا، و شیخ احمد شاکر محدث مصر بسرعت موقعیت و جایگاه شیخ طاهر الجزایری را دریافتند و به حلقه‌ی شاگردی او در آمدند.

امیر عباس خدیوی

امیر عباس خدیوی حاکم مصر که دریافته بود شیخ طاهر الجزایری مرد فعالیت‌های مؤسساتی است از وی خواست مدرسه‌ای برای آموزش زبان عربی راه‌اندازی کند، که دانش آموزان سراسر جهان اسلام برای فراگرفتن زبان عربی و ادبیات عرب آهنگ این مدرسه کنند، و نیز یک مرکز دارالترجمه و یک چاپخانه برای چاپ و نشر کتاب‌های ترجمه شده راه‌اندازی کند. همه‌ی این‌ها نشان از بینش عمیق شیخ طاهر الجزایری و تلاش او برای انتشار زبان عربی و استفاده از علوم نوین داشت.

خدیوی از وی در رابطه با مشکلات مصر پرسید و او پاسخ داد: «دو چیز، اول: ناتمام گذاشتن کارها، دوم: کم پنداشتن کارهای جزئی؛ کارهای کلی زمانی تکمیل می‌شود که آنرا از نزدیک‌ترین وجه انجام دهی». این توصیف بیانگر درک الجزایری نسبت به آفات جوامع اسلامی بود و شاید این دو ایراد همچنان مهمترین عامل ضعف مصر و دیگر کشورهای عربی هستند.

بازگشت علامه طاهر الجزایری به دمشق و درگذشت ایشان:

در سال ۱۹۱۸ میلادی، زمانی که خبر دخول ارتش عربی به‌فرماندهی فیصل بن حسین به دمشق و پایان حکمرانی جمعیت اتحاد و ترقی بر این شهر به گوش شیخ طاهر الجزایری رسید تصمیم گرفت به دمشق بازگردد، اما بیمار شد و تا نیمه‌های سال ۱۹۱۹ میلادی موفق به این سفر نشد.

به‌پاسداشت تلاش‌های او و نقشی که در نهضت و بیداری جامعه‌ی اسلامی ایفا کرده بود، دولت عربی که تازه روی کار آمده بود ایشان را بعنوان مدیرکل کتابخانه‌ی ظاهریه که خود قبل از چهل سال آنرا راه‌اندازی کرده بود تعیین کردند. همچنین نخستین مجمع علمی عربی که به‌ریاست شاگردش محمد کرد علی برگزار شد شیخ طاهر الجزایری را بعنوان عضو دائمی مجمع برگزید.

اقامت شیخ طاهر الجزایری در دمشق به درازا نکشید و او پس از مدتی بیمار شد و در روز دوشنبه چهاردهم ربیع الآخر ۱۳۳۸ هجری قمری برابر با پنجم دسامبر ۱۹۲۰ میلادی چشم از جهان فرو بست و بنابر وصیتی که کرده بود در بلندی‌های کوه قاسیون دفن شد، خدایش رحمت کند و بابت خدمتی که به اسلام و مسلمانان نموده به او بهترین پاداش‌ها را عنایت کند.

جهت اطلاع بیشتر از شرح حال علامه طاهر الجزایری مراجعه شود به:

– الشيخ طاهر الجزائري، رائد التَّجديد الدِّيني في بلاد الشَّام في العصر الحديث، تألیف: حازم زكريا محيي الدِّين، سال چاپ: ۲۰۰۱ م.

– كنوز الأجداد، تألیف: محمد كرد علي، چاپ انتشارات: أضواء السلف، سال چاپ: ۲۰۱۰م.

– النهضة الإسلامية في سير أعلامها المعاصرين، تألیف: د.محمد رجب بيومي، چاپ انتشارات: دار القلم، سال چاپ: ۱۹۹۹م.

– علماء الشام في القرن العشرين، تألیف: محمد حامد الناصر، چاپ انتشارات: دار المعالي، سال چاپ: ۲۰۰۳م.

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.