در این آشفته بازار باورها و تبلیغات رنگارنگ گروه‌ها آیا می‌توان به عقیده‌ی درست دست یافت؟

هر کس ادعا می‌کند فکر، باور و راه و روش او از بقیه بهتر است و برای خود دلیل‌ و منطق‌های گوناگونی دارد. حال پرسش اینجاست که چگونه می‌توان راه درست را دریافت؟

پیش از هرچیز اطمینان داشته باشیم که این امر امکان‌پذیر است زیرا محال است الله ـ متعال ـ بندگانش را به خاطر گمراهی مجازات نماید اما راه رسیدن به حقیقت بسته باشد!

در این مطالب سعی می‌کنم با استناد به آیات قرآن کریم و احادیث نبوی صحیح راه رسیدن به باور درست را توضیح بدهم.

اول:‌ از خداوند بخواه.

 از آفریدگاری که همه چیز در جهان آفریده‌ی اوست و راه هدایت را از گمراهی جدا نموده است.

{ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ} [الفاتحة: ٦]

«ما را به راه راست هدایت بفرما».

بله، آیه‌ای که بارها در نمازهایمان می‌خوانیم ولی آیا با تمام وجود و با ذهنی آگاه و قلبی بیدار  این جملات را بر زبان می‌آوریم؟

ممکن نیست که انسانی خالصانه در پی هدایت باشد و آن را از الله متعال بخواهد، اما او اجابت نکند.

{وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ} [غافر: ٦٠]

«پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم»

دوم: متکبر نباش.

در بخش اول بیان شد که خداوند دعای ما را اجابت می‌کند پس از وی درخواست کنیم.

اکنون به قسمت دوم آیه توجه کنید:

{وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ} [غافر: ٦٠]

«پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم. در حقيقت، كسانى كه از پرستش من كبر مى‌ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى‌آيند»

فروتن باش و از تکبر دوری کن:

درست است، نکته‌ی دوم برای رسیدن به حقیقت این است که شخص متکبر نباشد، به عبارتی دیگر خودش را آنقدر بزرگ نبیند که زحمت رسیدن به حقیقت را به خود ندهد.

هرکس آنقدر متکبر است که به خود اجازه نمی‌دهد دلیل‌ها و حجت‌های دیگران را بخواند و اطمینان دارد که علم و فهم و درک و تجربه‌ی خودش از همه بالاتر و درست‌تر است قطعا به حقیقت دست نخواهد یافت.

رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ‌ فرموده است:

«لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ مِنْ كِبْرٍ» [مسلم،۹۳]

یعنی: هر کس کوچک‌ترین ذره‌ای تکبر در دلش باشد وارد بهشت نمی‌شود.

و رسول خدا ـ‌صلی الله علیه وسلم ـ تکبر را چنین معرفی نموده است:

« الْكِبْرُ بَطَرُ الْحَقِّ وَغَمْطُ النَّاسِ» [مسلم،۹۲]

تکبر یعنی پوشاندن حق و خوار شمردن مردم.

بنابراین اگر در پی حقیقت هستی، حق و حقیقت را نپوشان و اگر حق را نزد کسی یافتی که از هر لحاظ احساس می‌کنی از تو پایین‌تر است تکبر نکن و پذیرای حق باش زیرا تا زمانی که خود را بزرگ‌تر ببینی به حقیقت نخواهی رسید چرا که حق از هر چیزی بزرگ‌تر است.

سوم: از هوای نفس و دلخواه دوری کن.

نکته سوم نیز بسیار مهم و گسترده است که رهایی از آن بسیار دشوار است و حتی نیکوکاران و صالحان نیز از آن در امان نمی‌مانند.

هوای نفس یا خواسته‌ی دل:

هر شخصی بر اساس استعدادها، موقعیت‌ها،‌ وضعیت جسمی یا روحی، تربیت خانوادگی و موارد بسیار دیگری دارای سلایق،‌ خواسته‌ها و رویکردهای مختلفی است.

مثلا شخصی که از نظر عقلی و هوش و ذکاوت بالاست تمایلات و علاقه‌مندی‌های فکری و عقلانی‌ او به مراتب بیشتر از کسی است که از نظر هوشی پایین‌تر است. همین قانون در مورد افرادی که از نظر جسمی قوی‌ترند یا از نظر روحی و احساسی برترند نیز صدق می‌کند.

حال در این میان کسی می‌تواند به حقیقت و باور درست دست یابد که هوای نفس یا خواسته‌های درونی خود را با واقعیت و حقیقت آمیخته نکند و پیش از اینکه باور خود را شکل دهد کاملا منصفانه بیاندیشد که من آیا من به خاطر مثلا احساس محبت وطن یا دشمنی با یک قوم و نژاد به این باور تمایل دارم یا نه به خاطر اینکه عقل و واقعیت مرا به آن راهنمایی کرده به این باور رسیده‌ام و حقیقت همین است.

گفته شد که هوای نفس انسان را از رسیدن به راه درست باز می‌دارد زیرا شخصی که با خواسته‌های دلش تصمیم می‌گیرد نمی‌تواند منطقی و منصف باشد.

خداوند متعال در مورد کسانی که سخت پیرو هوای نفس خویش گشته‌اند می‌فرماید:

{أَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيۡهِ وَكِيلًا} [الفرقان: ٤۳]

« آيا آن كس كه هواى [نفس‌] خود را معبود خويش گرفته است ديدى؟ آيا [مى‌توانى‌] ضامن او باشى؟»

بر اساس این آیه کسانی که راه شرک و پیروی کورکورانه از پدران را در پیش گرفته‌اند هوای خود را معبود قرار داده‌اند یا به عبارت دیگر هوا پرست شده‌اند و این بیماری چنان سخت و خطرناک است که خداوند به پیامبرش ـ صلی الله علیه وسلم ـ می‌فرماید که تو نیز نمی‌توانی ضامن چنین شخصی شوی.

الله متعال همچنین پیامبرش را از راه کسانی که پیرو امیال درونی و خواسته‌های نفسشان شده‌اند باز داشته می‌فرماید: {وَلَا تُطِعۡ مَنۡ أَغۡفَلۡنَا قَلۡبَهُۥ عَن ذِكۡرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ وَكَانَ أَمۡرُهُۥ فُرُطٗا ٢٨ } [الكهف: ٢٨]

«و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته‌ايم و از هوس خود پيروى كرده و [اساس‌] كارش بر زياده‌روى است، اطاعت مكن»

از این آیه همچنین می‌توان فهمید پیروان هوای نفس کسانی‌اند که قلبشان از یاد خداوند غافل گشته در نتیجه تمایلات نفسانی خود را به رهنمودهای الهی ترجیح می‌دهند و از آنجایی که نفس انسان زیاده خواه است چنین اشخاصی همواره در راه زیاده‌روی می‌باشند.

برای اینکه بدانیم پیرو هوای نفس شده‌ایم یا نه قطعاً  تشخیص خودمان بهتر از هر شخص دیگری خواهد بود، البته به شرطی که در خواب غفلت فرو نرفته باشیم یا چشمانمان از دیدن حقیقت کور نشده باشد.

یک نشانه‌ی مهم:

اما یک نشانه‌ی بسیار مهم نیز وجود دارد که خداوند متعال آن را برای پیامبرش معرفی می‌نماید و می‌فرماید:

{فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡۚ وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّنِ ٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ بِغَيۡرِ هُدٗى مِّنَ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ} [القصص: ٥٠]

«پس اگر تو را اجابت نكردند، بدان كه فقط هوس هاى خود را پيروى مى‌كنند؛ و كيست گمراه‌تر از آنكه بى‌راهنمايى الله از هوسش پيروى كند؟ بى‌ترديد الله مردم ستمگر را راهنمايى نمى‌كند»

بنابراین اجابت نکردن پیامبر ـ‌ صلی الله علیه وسلم ـ یا نپذیرفتن سنت پاک وی یکی از مهمترین نشانه‌هایی است می‌توان تشخیص داد شخص در حال پیروی از هوای نفس خویش است هرچند عذر و بهانه بیاورد.

از آنجایی که عقل سالم به خوبی، درستیِ احکام خدا و رسولش ـ صلی الله علیه وسلم ـ را درک نموده و می‌داند که این رهنمودها از سوی خداوندی علیم آمده و ساخته‌ی هوای بشر نیست، بدون درنگ از آن پیروی خواهد نمود ولی اگر خلاف آن عمل کرد آشکار می‌شود که خواسته‌های نفس، او را به سویی دیگر سوق داده است و با وجود علم و دانش به حقیقتِ دستورات الهی، از آن رویگردان می‌شود.

الله متعال فرموده:

{أَفَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمۡعِهِۦ وَقَلۡبِهِۦ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِۦ غِشَٰوَةٗ فَمَن يَهۡدِيهِ مِنۢ بَعۡدِ ٱللَّهِۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ} [الجاثية: ٢٣]

«پس آيا ديدى كسى را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده و الله او را دانسته گمراه گردانيده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر ديده‌اش پرده نهاده است؟ آيا پس از خدا چه كسى او را هدايت خواهد كرد؟ آيا پند نمى‌گيريد؟»

ابن کثیر ـ رحمه الله ـ یکی از معانی {وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ} «و الله او را دانسته گمراه گردانيده» را اینگونه بیان می‌کند: «وَأَضَلَّهُ اللَّهُ بَعْدَ بُلُوغِ الْعِلْمِ إِلَيْهِ، وَقِيَامِ الْحُجَّةِ عَلَيْهِ» [تفسير القرآن العظيم؛۷/۲۶۸] یعنی خداوند پس از رسیدن علم به او برپایی حجت علیه وی او را گمراه کرده است.

بنابراین شخص هواپرست با وجود داشتن علم راهش به ناکجا آباد خواهد بود و فرجامش بسیار ناخوشایند می‌شود و آنگاه نه گوش و نه چشم و دلش توان یافتن حقیقت را نخواهد داشت.

چهارم: با علم و آگاهی حرکت کن.

یکی از اصول رسیدن به نتیجه‌ی درست در همه‌ی علوم داشتن علم و آگاهی است.

با شک و گمان و جهل طبیعتا نمی‌توان به نتیجه‌ی درستی رسید. بنابراین برای رسیدن به باور صحیح باید خودت را به علم و دانش مسلح کنی و دلیل‌هایی که عرضه می‌شوند را با علم صحیح بسنجی یا اگر خودت علم و تخصص آن را نداری از متخصص آن علم بهره بجویی.

ممکن است افکار باطل برای خودشان ادله‌ای داشته باشند اما در حقیقت آنها دلیل نیستند بلکه سخن‌هایی فریبنده و بی‌اساس هستند که در لباس و قالبی زیبا پنهان گشته‌اند و در واقع دلیل‌نما هستند نه دلیل.

خداوند متعال درباره‌ی کسانی که غیر خدا را به فریاد می‌خوانند چنین می‌فرماید:

{وَمَن يَدۡعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ لَا بُرۡهَٰنَ لَهُۥ بِهِۦ فَإِنَّمَا حِسَابُهُۥ عِندَ رَبِّهِۦٓۚ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلۡكَٰفِرُونَ} [المؤمنون: ١١٧]

«هرکس که با الله، معبود دیگری را به فریاد خواند – و مسلّماً هیچ دلیلی بر حقّانیّت آن نخواهد داشت – حساب او با الله است. قطعاً کافران رستگار نمی‌گردند»

بله، هرکس عمل نادرستی انجام دهد در واقع برهان و دلیل درستی بر  انجام آن ندارد و به خاطر این امر در پیشگاه خداوند محاسبه خواهد شد.

خداوند متعال همچنین می‌فرماید:

{وَلَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌۚ إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ مَسۡ‍ُٔولٗا} [الاسراء: ٣٦]

«از چیزی دنباله‌روی مکن که از آن ناآگاهی. بی‌گمان [انسان در برابر کارهائی که] چشم و گوش و دل همه [و سایر اعضاء دیگر انجام می‌دهند] مورد پرس و جوی از آن قرار می‌گیرد»

بنابراین می‌توان راه رسیدن به باور صحیح را اینگونه خلاصه کرد:

۱- درخواست خالصانه از خداوند متعال

۲- دوری از کبر و غرور

۳- پرهیز از هوای نفس

۴- حرکت بر اساس علم و آگاهی

کسی که این موارد را رعایت کند، با توفیق و اذن خداوند به باور صحیح دست خواهد یافت.

نوشته: ابراهیم منصوری

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.